تبليغاتX
آشفتار - سه گانه ی تاریکی

 ...و او را در تاریکی های سه گانه آفریدیم....
 قرآن
     

 

یک: شلوارک نارنجی در وایتکس

نه در موج هایش برای تو خنده ای
نه گریه ای بر دامن ات
می دانستی باران بر کویر نمی بارد
نمی دانستی حتی اگر اقیانوس اش باشی

 

دو: تو پرونده ی منی

احضاریه های دادگاه پی درپی می رسند
تا دوباره به یادم بیاورند
کسی که بیزارم از دیدن اش
می خواهد همیشه ببیندم.

 

سه: من تهران ام

بی خوابی
نرم
مثل خواب می آید
بالشی پر از کابوس برایت می آورد
و به دیوانه خانه ی خواب هایت
باز می گردد.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 14:35  توسط حسين مکي زاده  |