تبليغاتX
آشفتار

 

داشتم  هملت می نوشتم اهمال نکند

در محور جانشینی لیوان زهر بگذارد

خنجر را در نمایش جایگذاری

که چشم هایم را می بندی

و سعی می کنم با سرعت از دست بروم

شاید برسم

اسکانیای سرخ بوق می زند.

 

می خواهد آدم ترم کند نورتریپیلین

می خواهد وقت گذر از خیابان چپ و راستم را نگاه کنم کلردیازپوکساید

می خواهد صداها و برگه ها و تابلوها را بخوانم ریتالین

همه خواب من اما تختخوابی است

که روژان می آید تویش غلت می زنیم

خیال می کنیم توی تن هم رفته ایم در معجزه ی ترامادول

و خیالات می کنیم عاشقیم

و بحث می کنیم روی شعرهای بچه ها

و نامحوریت شعرهای سفید

و سرخ های جدید

و آزادی چند زندانی گه خورده ی چسب و بست خورده

و زندانی شدن چند جوان باکره ی سفید

و این که روی مادگی ات زگیل داشت جنتکس

حالا کنار لب های من دپانتکس

و اسکانیای سرخ که از باغ ملی تا فرهنگیان بوق می زند.

 

داشتم هملت می دیدم همه نقشه قتل مرا پهن کرده اند

همه راه ها را بلوک سیمانی گذاشته اند

توی تختخوابم چراغ قرمز گذاشته اند

روی تلفن چراغ  چشمک زن

جاده خاکی ها را با دره های داغ پر کرده اند

چشم گربه ای ها روی آسفالت برق می زنند

هر روز حفره ها را بررسی می کنند عمیق تر

کیلومترها دست انداز

فرسنگ ها سرعت گیر

همه منتظر اسکانیای سرخ اند

اسکانیای سرخ من

و خیال می کنند اسکانیای سرخ ازین طرف می آید

و به چراغ ها توجه می کند

و توی دره می افتد

و پنچر می شود

مسخره ها

اسکانیای سرخ من جی پی اس دارد

و نقشه ی راه هایش را من دادم

150 کیلومتر در ساعت با دنده ی یازدهم

ساعت چند است روژان؟

می شود کمی جیغ و استفراغ کنم با هم؟

(کاش ساعت 11 نباشه فقط. اون وقت تو رو با عشق قبلیم اشتباه می گیرم)

اسکانیای سرخ بیرون منتظر من است

دگمه ی آیفون را بزن داخل شود 

از این طرف 11 پله بالا بیا

کارگران مشغول به کارم را زیر بگیر

گریزراهی است که می خواهند درستش کنند

اما نمی شود که

تو را بهتر از همه  می شنوم

بیا سریعتر اسکانیای سرخ

بیا به سرعت صدا

سوار سیم های مرتعش و ضربه ها و جیغ ها

میان حفره ها در تاریکی

راهت را باز کن

تا جیغ می کشم گاز بده

اینجا نه کسی ایست می دهد

نه عابری می گذرد

نه سگی ناگهان توی جاده می پرد

 

انگار موسیقی با آدم چه حالی می کند

آدم خودش را بهتر می کند

اسکانیای سرخ دارد نمی آید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 11:35  توسط حسين مکي زاده  |