تبليغاتX
آشفتار

آشفتار

نوشته های حسین مکی زاده

اوتپ شامایا

 Otep Shamaya

اوتپ شامایا پیش از ان که صدایی هراسناک در صحنه موسیقی نومتال باشد شاعری ست متاثر از دو سنت شعری آمریکا. یکی سنت کلاسیک هایی چون الیوت، آنگاه که معناباختگی را در شعرش (و ترانه هایش) فریاد می کند و دیگری سنتی که شاخص ان سیلویا پلاث بود. خشونت... زنانه ی زبانی آنگاه که از هراس ها، فقدان ها و دردهایش می گوید. به این ویژگی البته باید زبان اقلیت ضدفرهنگ و در حاشیه جوانان با روحیه ی هنرمندی آنارشیست را افزود.
اوتپ (به هم ریخته Poet = شاعر) که نام اصلی اش نیز همین است با زبانی بریده و شکسته که حتی تلفظ هایش را می شکند تا شاید معنا باختگی را القا کند (Luv به جای Love و Akt به جای Act و یا حتی
Speacking= حرف زدن و ...) سخن می گوید. تتابع اضافاتی که در نهایت به هیچ مضافی ختم نمی شوند و یا هیچ موصوفی را وصف نمی کنند :در اهتزاز/زیر/یخ زده/ابری/سیال/ با آسمان. تعبیری از غیاب/مرگ سوژه ای که نه "عشخ" می شناسد و کنش او "Akt" است. در همین شعر انگاه که از "کنش بی آگاهی/عشخ بی احساس" می گوید به وضوح سطرهایی از مردان پوک الیوت را تداعی می کند. لحن او در تکثیر و پرورش گونه هایی غریب (نسل ضدفرهنگ) و یا سلاح هایی کشتار جمعی یاداور لحن و زبان سیلویا پلاث در شعرهایی مانند "قارچ ها"ست.
از اوتپ تا کنون سه مجموعه شعر و عکس (و تصویرگری خودش)منتشر شده است:
Caught Screaming
Little Sins

گونه های عجیب

 

ژرفایی بس ژرف

 

زیر آفتابی

از موم ِ مذاب

 

چشم دریا (من می بینم)

به سرعت

 

فراز صخره ی صما و

برگ های تیغ-نقره ای جنگل

 

جایی که خدایان زمین پرسه می زنند

می خورند، خون می ریزند و می تازند

 

زیر پرچم سرخ رنگ دزدیده ی کرونوس

 

در اهتزاز

زیر

یخ زده

ابری

سیال

با آسمان

 

لرزان

سبز

تفنگ های خاکستری

به آرامی

پخش  می شوند

 

-لاغر و کمرباریک

 

چون عفونت مرگ

در حنجره ی ورم کرده و

چسبناک زمستان

 

و در زرادخانه

پنهان می شوند

 

غیاب نور

 

تکثیر نخطه های کور

در تاریکی

 

به ستایش شب

ما گونه های غریب

 

دریایی

بی کلام

کنش

بی آگاهی

 

عشخ

بی احساس

 

زخم زننده آن گاه که

شفا می بخشد

 

سوخته در

فرکانس های گوناگون ِ

جذام

 

میزبان ِ

پایان تمام پایان ها

 

گونه هایی جدید

بذرهایی جدید

 

 

این کیمیاگران ذهن

 

این است آنچه

در انتظارش بودیم

 

این است

آنچه شما خواسته اید :

 

حریصانه

بلعیدن ِ

چرک

 

آه من تسلیمم

 

حالا بیا و

 

مرا بپوشان.


نوشتار خودکار

 و دندان های زن مثل چوب های شکسته است

و جنگ تمام نمی شود

و نسیم به سادگی یخ زده

و گلادیاتورها هنوز خون می ریزند

مثل تغذیه ی تک سلولی ها

و پرورش دهندگان ماریجوانا

شبیه دندان درآوردن دیوها

و نطفه ی اوریون

و بازی های کشتار جمعی

و شرم کشیشان متعصب

در حقیقت شب

آن سوی حاشیه ها

می بینم ات

در آبی ِ سرخ فام

در جذام سوخته

با مهاتماهای مدرن

و تمامی دیگران...

باید آن مثلث سبز را

نگاه کنم... یک بار دیگر.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 1:7  توسط حسين مکي زاده  | 

مهراوه

شماره جدید نشریه مهراوه - پاییز 1389 منتشر شد. این شماره با اختصاص به تم سفر حاوی مطالب و مقاله های زیر است:

گردشگری و سوژه مدرن - تیم اوکس

نشانه شناسی گردشگری- جاناتان کالر

پرسش های سفر - سوزان سونتاگ

سفر، هستی توامان در دو جهان- مازیار اخوت

سنجاقی که مکانی را به مکانی دیگر متصل می کند - وحید حکیم

آرتور رمبو - شاعهر مسافر یا مسافر شاعر - مسعود سالاری

هتل نوتبوم - سیس نوتبوم

درنگ هایی در باره سفر- علیرضا تولایی

شعر آشوب - علیرضا فخرکننده

یادداشتی کوتاه در باره شعر آدری لرد و 9 شعر از او - حسین مکی زاده

شعرهایی از علیرضا فخرکننده-احمدرضا غفاری-آرش اخوت - حسین میرجابری- محمد رفیعی

داستان هایی از عباس عبدی - زهرا نصر - ریموند فدرمن

و ......

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 23:17  توسط حسين مکي زاده  |