آقانگهدار! میخواهم در میدان
ِ مجاهدین بایستم و فریاد بزنم
آقانگهدار! میخواهم سرتاسر خیابان
فرخی بایستم و فریاد بزنم
آقانگهدار! میخواهم در سهراه
ِ شحنه بایستم و فریاد بزنم
آقانگهدار! میخواهم در
خیابان ِ مطهری بایستم و فریاد بزنم
آقانگهدار! میخواهم در
خیابان ِ سرو بایستم و فریاد بزنم
آقانگهدار! میخواهم در میدان
ِ اطلسی بایستم و فریاد بزنم
آقانگهدار! میخواهم در کوچهیحنا
بایستم و فریاد بزنم
آقانگهدار! میخواهم در میدان
ِاعدام بایستم و فریاد بزنم
آقانگهدار! میخواهم سرپل نواب بایستم و فریاد بزنم
آقانگهدار! نگهدار! نگهدار!
میخواهم
در تمام خیابانهای شهر
پیاده شوم
مثل ِ
باران.

Lucy's Scream by Tom Everhart
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 23:56  توسط حسين مکي زاده
|
زیارتننامه
به یاد دیوانه ام شیخ روزبهان بقلی شیرازی
سلام بر تو ای تن ترین تنانه ی دوست داشت تنی ترین بنفش لذیذ گونه ای از گونه کبوتر و انگور گونه ای لیسا که به وهم در نیایی چون واقعیتی الان دو منحنی بر کمرگاه چشم گیر سینه های فاصله دار نه چندان بزرگ قابل دست هایم ندارد این دست کوچکی شبیه گنجشکی لرزان و گرم وقتی گرفتم اش که نیفتی اول بار و بعدها تکرار هی تکرار می شود پرواز تا خسته در شاخه ای بنشینیم باهم در این پرانتز(درخت بید در باد لرزان دو بی برگ و لخت بر رختخواب آفرینش تا بامداد مارهای پیچان مازهای ناز) سلام ای شراب به پیکر فرشته ای درآمده ای همه ی تو الکلی (پنجاه درصدمی پنجاه درصد من) سلام مست سلام ستوده در رساله های مقدس سلام ای حساس نقطه ی توحید تن که چون به دست سایند "لا یمسه الا المطهرون"، ملاحم و الفتن آخرالزمان فرا پیش آید سلام لباسپاره سه ضربدر خورده ی یوسف در چشم گرگ زلیخا آخ سلام ای همه دگمه های افتاده بندهای بگشوده زیپ های نبسته ای نقطه الاولی ای بهی الابهی ای الف سلام سایای لیسای خیس،
سلام بر تو به تن شاهدم که شاهد تنی
شهادت میدهم آن گاه که شهد عادت میدهی شنگرف ممنوع تنی و تن ام بر شگفت تن شاهد ممنوع،
و شهادت می شوم از ملکوت آبشار سرگیجه گی پاشیده بر چهار رکن وجود اتاق سرنگون و فرو ریزان چون وحی از چشمه نزول در قطره های پرشده از روح القدس.
پس درنشه اتصال به تعریق از عروق پر از وحی بگو
السلام علی همه جاهات الذیز لیز لذیذ
و رحمت اللاه هو ه
هوه هاه ها ها ها آه

+ نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 0:46  توسط حسين مکي زاده
|